مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

236

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> مكرم عقل اوّل وأنوار طيّبهء أئمة هدى سلام اللَّه عليهم أجمعين هيچ كس را اين مقام ورتبت ومقام قدس ونورانيت نيست . اگر جز اين بودى ، چگونه حجت اللَّه على خلقه ، امام زين العابدين سلام اللَّه عليهم أو را « عالمهء غير معلّمه وفهمه غير مفهّمه » خواندى وبر چنين رتبتى كه حضرت احديت به عمه‌اش عنايت فرموده است ، سپاس گذاشتى ؟ چه از اين كلام مكشوف مىافتد كه علم اين مخدره از مواهب إلهية وچون جدش خاتم أنبيا سلام اللَّه عليهم داراى علم لدنّى است كه از شؤونات ولايت مطلقه است وبدون هيچ واسطه از خداوند به أو أفاضت شده است وأو را به معلم وآموزگار حاجت نيست بر ما كان وما يكون عالم است ودر جمله اشيا حكمران ومتصرف ؛ چنان‌كه از اين پس نيز به پاره‌اى از اين مقامات أشارت رود . معلوم باد ، در احتجاج طبرسى مسطور است ، بعد از آن‌كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام عمه‌اش جناب زينب خاتون سلام اللَّه عليها را امر به سكوت فرمود وآن كلمات براند وحضرت صديقه صغرى خاموش شد ، مىگويد : « پس از آن امام عليه السلام فرود آمد وخيمهء خويش را برافراشت وزنان خويش را از مركب‌ها فرود آورد وبه خيمه برفت . » از اين خبر مىرسد كه اين خطبه در سفر دوم كوفه ، يعنى بعد از مراجعت از شام ورفتن به طرف كوفه واز آن‌جا به مدينهء طيّبه بوده است . چه از اين كلمات بجمله باز نموده آيد كه امام عليه السلام چون مردم سفري كه آهنگ مقصدى بعيد كرده باشند ، حركت مىفرمود وتهيه وتدارك ولوازم منازل عرض راه را از خيمه وسراپرده ومراكب ومحامل مهيا مىداشت ونيز به اختيار خود ورود مىفرمود وبه عزت وسكون طىّ مراحل وحثّ رواحل 4 مىشد . چنان‌كه خبر احتجاج را كه طبرسى از آن حضرت نقل مىكند ومىگويد : « پس از آن از فسطاط خويش بيرون شد ومردم كوفه را به توبيخ ونكوهش گرفت . » نيز دليل بر اين مطلب است . چه در سفر اوّل ايشان از كربلا به كوفه معلوم است كه به چه‌حال ورود كرده‌اند ؛ همه أسير ودستگير وغارت‌شده وبر شترهاى بىجهاز برنشسته وأغلب نسوان بدون پرده بوده‌اند واگر در محمل‌ها جاى داشته‌اند ، پوشش نداشته‌اند ؛ وانگهى به اختيار خود نبوده‌اند وباكمال سختى وشدت روان بوده‌اند وامام زين العابدين را در آن حال كه غل جامعه بر گردن نهاده وهردو پاى مبارك را از زير شكم شتر علاقة كرده بود ، وارد كردند ، كدام خيمه وسراپرده ؟ وچه مجال درنگ بود ؟ كه آن‌حضرت به اختيار خويش فرود شود وخيمه برافرازد وزنان را به خيمه برد واز خيمه بيرون شود ومردم كوفه حاضر شوند وگوش به كلمات آن حضرت دهند وآن جواب معروض دارند ؟ پس تأمل در اين خبر لازم است وامكان دارد پاره‌اى از كلمات حضرت صديقهء صغرى يا امّ كلثوم در اين سفر اوّل بوده باشد وبعضي در سفر دوم ؛ چنان‌كه به آن أشارت رود . واللَّه تعالى اعلم . 1 . جمع « مشيت » يعنى « خواست واراده » . 2 . « نوائب » جمع « نائبه » ، يعنى « حوادث » و « انقلاب » وپيشامدهاى ناگوار و « عميا » يعنى « كور » ومنظور پيشامدهايى است كه به‌مقام ورتبهءاشخاص نمىنگرد وانبيا واولياىالهىرا هم استثنا نمىكند و « داهيهء دهيا » يعنى « مصيبت وپيشامد سخت » . -